مقدمه: انسان، پیش از تولد
هیچ انسانى از لحظه تولد آغاز نمىشود. زندگی، پیش از آنکه به نامی و تاریخی گره بخورد، در ریشهها شکل میگیرد؛ در باورهایی که نسلها پیش زیسته شدهاند، در رنجهایی که دیده شده و در مسئولیتهایی که بیهیاهو پذیرفته شدهاند.
آنچه انسان را میسازد، تنها استعداد و انتخاب شخصی نیست؛ بلکه امانتی است که از گذشته به او سپرده شده است.
این روایت، شرح زندگی یک فرد نیست؛ حکایت خانوادهای است که کار، ایمان، علم و خدمت را نه در شعار، که در باور خود معنا کردهاند.
آنچه در ادامه میآید، داستان تداوم یک مسیر است.
بازار کهنه قم
فصل نخست: ریشهها؛ میراث مردانی که پیش از ما ایستادند!
در آغاز این مسیر، دو نام قرار دارد؛ دو مرد از دو شهر، با دو پیشه متفاوت، اما با منش مشترک.
در یک سوی این شجره، حاج حسن بلندیان، پدربزرگ قمی خانواده، ایستاده است؛ مردی از دیار قم، از تبار بازار و دیانت. عمر او در رنگرزی و کار با فرش گذشت؛ پیشهای که صبر میطلبد، دقت میخواهد و با شتاب سازگار نیست. در جهان فرش، هر گره نشانی از تعهد است و هر رنگ، آزمونی از صداقت.
حاج حسن چنین زیست؛ آرام، درست و متکی بر رزق حلال. او سرانجام در سال ۱۳۷۲، پس از سالها درگیری با بیماری دیابت، چشم از جهان فروبست و میراثی از خوشنامی و اعتبار اخلاقی بر جای گذاشت.
در سوی دیگر، حاج عینالله بابایی، پدربزرگ قزوینی خانواده، قرار دارد؛ مدیری متعهد که سالهادر مخابرات قزوین مسئولیت بر عهده داشت. او کار را امانت میدانست و خدمت را وظیفه. پس از بازنشستگی، به قصد آرامش، باغی در منجیل تهیه کرد؛ جایی که قرار بود فصل تازهای از زندگیاش آغاز شود.
اما در سال ۱۳۶۹، زلزله سهمگین منجیل، آن باغ و آن آرامش را به صحنهای از ویرانی بدل کرد و ایشان در همان حادثه جان خود را از دست داد.
این دو مرد، یکی از دل بازار قم و دیگری از متن مدیریت قزوین، در یک نقطه به هم میرسند:
تعهد بیادعا و ایمان خاموش.
حاج حسن بلندیان (جوانی)
پدربزرگ (پدر پدر)
حاج حبیب بلندیان
جد پدری
حاج عین الله بابایی (جوانی)
پدربزرگ (پدر مادر)
حاج عین الله بابایی
پدربزرگ (پدر مادر)
حاج حسن بلندیان
پدربزرگ (پدر پدر)
فصل دوم: پیوند دو شهر؛ محسن و خدیجه، آغاز یک خانه
از دل این ریشهها، نسلی پدید آمد که ایمان، تعهد و مسئولیت را از پدران و زمانه آموخت.
در این نسل، آقا محسن و خدیجه خانم دو ناماند که سرنوشتشان به انتخاب و باور گره خورد.
محسن بلندیان، فرزند شهر قم، در خانوادهای بازاری و مذهبی رشد یافت؛ خانوادهای که کار را با دیانت و تجارت را با اخلاق معنا میکرد. پیشه خانوادگی آنان، بهویژه در فرش ابریشم قم، جلوهای از همین زیست بود؛ هنری که صبر، دقت و پاکی نیت را در تار و پود خود دارد. محسن در چنین فضایی آموخت که کار، اگر با ایمان همراه نباشد، ماندگار نخواهد بود.
در سوی دیگر، خدیجه خانم بابایی ، دختری از قزوین بود؛ شهری با پیشینهای کهن در علم، دیانت و مدیریت. او با روحیهای معلمگونه، علاقهمند به دانش و متعهد به مسئولیت اجتماعی پرورش یافت. قزوین برای او تنها یک شهر نبود؛ بستری بود برای رشد عقلانیت، نظم و ایمان.
ازدواج این دو، پیوند قم و قزوین بود؛ پیوند بازار ، ایمان ، علم و ایثار . خانهای که شکل گرفت، از همان آغاز، خانهای معمولی نبود؛ خانهای بود که آمادگی برای رشادت و خدمت به مردم در آن نفس میکشید.
حاجیه خانم خدیجه بابایی
مادر
حاج محسن بلندیان
پدر
فصل سوم: هجرت؛ علم، آگاهی و مبارزه
در دهه ۵۰ خورشیدی، محسن به همراه برادرش غلامحسین ــ که بعدها به عنوان معاون وزیر کشور در امور امنیتی و اداری–مالی شناخته شد ــ به قصد تحصیل علم در رشته پزشکی به قزوین هجرت کرد. این راه، مقدمه ورود به عرصهای تازه از مسئولیت اجتماعی برای محسن بود.
فضای سیاسی آن سالها، او را به متن فعالیتهای انقلابی کشاند و محسن بلندیان در همین مسیر، توسط ساواک دستگیر شد؛ تجربهای سخت که با پیروزی انقلاب اسلامی به ثمر نشست.
حاج غلامحسین بلندیان
عمو
حاج محسن بلندیان
پدر
حاج غلامحسین بلندیان
عمو
فصل چهارم: پدر؛ مدیریت، جهاد و شهادت
پس از انقلاب، محسن بلندیان به جهاد سازندگی قزوین پیوست و همزمان مسئولیت مدیریت بیمارستانهای شهید رجایی و کوثر قزوین را بر عهده گرفت.
با آغاز جنگ تحمیلی، بنا به درخواست دوست شهیدش مهدی زینالدین، پس از شهادت شهید علوی، فرماندهی بهداری لشکر ۱۷ علیبنابیطالب (ع) قم را پذیرفت.
او در ۱۳ اسفند ماه ۱۳۶۴ عملیات والفجر ۹ به آرزوی دیرینه خود رسید و به شهادت نائل آمد. پیکرش در گلزار شهدای قم، جوار امامزاده علیبنجعفر (ع) آرام گرفت.
مزار شهید محسن بلندیان
شهید محسن بلندیان
فصل پنجم: قزوین و خیابان سپه؛ تولد در دل تاریخ
محسن و خدیجه پیش از انقلاب در محله تاریخی سپه قزوین سکونت یافتند؛ خیابانی که به عنوان نخستین خیابان طراحیشده ایران شناخته میشود.
در همین خیابان، در چهارمین روز از ماه مهر سال انقلاب ، کودکی چشم به جهان گشود؛ که آن را محمدمهدی نام نهادند .نامی که انتخابش تصادفی نبود و تولدی که در زمانهای عادی رخ نداد. این نام و این ماه، هر دو حامل پیامی بودند.
محمد، یادآور سیره پیامبر رحمت است؛ پیامبری که اخلاق را میزان انسانیت قرار داد.
و مهدی، وعدهای است برای آینده؛ نامی که در خود، امید به عدالت نهایی را حمل میکند. پدر و مادر، که دل در گرو ایمان و انتظار داشتند، این نام را از سر ارادت به حضرت حجت بنالحسن (عج) برگزیدند؛ باوری که در خانه آنان زنده بود و انتظار را نه بهعنوان تعلیق، بلکه بهمثابه مسئولیت معنا میکرد.
نام «محمدمهدی»، پیوند آغاز و انجام است؛ پیوند اخلاق نبوی با عدالت مهدوی؛ مسیری که از انسانسازی آغاز میشود و به قسط و حق میانجامد.
اما ماه مهر نیز خود نشانهای روشن داشت. مهر، در فرهنگ ایرانی، ماه دانایی است؛ ماهی که عقل و آموزش دوباره به میدان میآید. مهر، در معنای کهن خود، نماد پیمان، محبت و راستی است و در سنتهای فکری، با مفهوم میزان و عدالت گره خورده است. مهری که بیعدالت نمیماند و محبتی که از تعادل جدا نیست.
در تلاقی این دو ــ نامی برخاسته از مهدویت و زمانی آمیخته به مهر و میزان ــ تولدی رقم خورد که بیش از یک واقعه خانوادگی بود؛ نشانهای از آرزو و باور.
پدر و مادری که عدالت را در میدان عمل جستوجو کرده بودند، تولد فرزندشان را به ماهی سپردند که یادآور تعادل، آموزش و مسئولیت اجتماعی است.
در این نگاه، مهدویت تنها یک اعتقاد آیندهنگر نیست؛ افقی است که انسان را به ساختن اکنون فرا میخواند. همانگونه که هنر، بیعدالت تهی است و عدالت، بیزیبایی خشک.
مهدویت، هنرِ ترسیم جهانی عادلانه است؛ جهانی که در آن هر چیز در جای خود قرار میگیرد و «میزان» بر همهچیز حاکم است.
چنین بود که محمدمهدی، در ماه مهر، در خیابانی تاریخی، پا به جهان نهاد؛
نامی برای اخلاق،
زمانی برای عدالت،
و باوری برای انتظار مسئولانه.
خیابان سپه
محمدمهدی (نوزادی)
محمدمهدی (کودکی)
محمدمهدی (نو جوانی)
محمدمهدی (جوانی)
فصل ششم: مادر؛ علم، مدیریت و صبر
مادر، قبل انقلاب معلمی دلسوز و زنی اهل علم بود. پس از انقلاب اسلامی، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و همراه همسرش در تأسیس بهداری سپاه قزوین نقشی اساسی ایفا کرد.
پس از شهادت همسر، با صبری استوار، مسیر تربیت فرزندان و خدمت را ادامه داد.
با مهاجرت به تهران، سالها به عنوان مدیر در دانشگاه بقیةالله خدمت کرد و در سال ۱۳۸۰ با درجه ۱۷ (سرتیپ دوم) و کارشناسی ارشد پرستاری (مدیر دانشکده پرستاری) بازنشسته شد.
او در زمان حیات با تحصیل و پژوهش در فقه و حقوق اسلامی تا واپسین سالهای عمر منشا برکات بود.
در ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، پس از سالها تحمل بیماری، دعوت حق را لبیک گفت و در جوار امامزاده حسین (ع) قزوین آرام گرفت.
مزار حاجیه خانم خدیجه بابایی
حاجیه خانم خدیجه بابایی
فصل هفتم: از مدرسه تا دانشگاه
محمد مهدی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه رشد تهران آغاز کرد و سپس دوران متوسطه را قزوین در رشته ریاضی و فیزیک به اتمام رسانید و دانشگاه را در قزوین و تهران ادامه داد. مسیر علم؛ از تحلیل سیستمها تا راهبرد امنیت
مسیر علمی او، مسیری خطی و محدود به یک حوزه نبود؛ بلکه انعکاسی از روحیهای جستوجوگر و مسئولیتپذیر وی بود که علم را نه برای عنوان، بلکه برای فهم بهتر پیچیدگیهای جهان و اداره درست آن میخواست.
نخستین گام در این مسیر، در سال ۱۳۷۶ برداشته شد؛ زمانی که در رشته مهندسی صنایع، گرایش تحلیل سیستمها در دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین به تحصیل پرداخت. انتخاب این رشته، انتخاب نگاهی سیستمی به مسائل بود؛ نگاهی که پدیدهها را جزیرهای نمیبیند و به ارتباط میان انسان، ساختار و تصمیم توجه دارد. این آموزش، بنیان فکری او را در تحلیل، برنامهریزی و نگاه کلان شکل داد.
در ادامه و بصورت موازی ، علاقه به فضا، ساختار و نسبت انسان با محیط، او را به حوزه هنر و معماری کشاند. تحصیل در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری معماری در دانشگاه هنر و معماری تهران مرکز، فرصتی فراهم آورد تا میان هنر، نظم، عملکرد و معنا پیوند برقرار کند. معماری برای او صرفاً ساخت بنا نبود؛ زبانی بود برای فهم تمدن، فرهنگ و عدالت فضایی. این دوره، نگاه او را از محاسبه صرف، به درک زیبایی، تناسب و تعادل و شناخت عمیق گسترش داد. با پذیرش مسئولیتهای اجرایی و مواجهه مستقیم با مسائل اجتماعی و اداری، ضرورت آشنایی با حقوق آشکار شد. از این رو، تحصیل در رشته کارشناسی حقوق را در تهران آغاز کرد؛ مسیری که فهم او را از قانون، عدالت، مسئولیت و حقوق عمومی تکمیل کرد و ابزار تحلیل حقوقی را در کنار نگاه مدیریتیاش قرار داد.
در نهایت، تجربههای اجرایی، مدیریتی و پژوهشی، او را به سطحی رساند که امنیت و راهبرد، نه بهعنوان مفاهیمی انتزاعی، بلکه بهمثابه نیازهای واقعی حکمرانی معنا پیدا کردند. بدینسان، تحصیل در مقطع دکتری امنیت و راهبرد را در دانشگاه عالی دفاع ملی ادامه داد؛ رشتهای که جمعبندی همه مسیرهای پیشین است:
تحلیل سیستمها، فهم فضا و ساختار، شناخت حقوق، و نگاه کلان به امنیت ملی.
در کنار تحصیل، او همواره به پژوهش، تألیف کتاب و تدریس دانشگاهی اهتمام داشته و علم را امری زنده و جاری میدانسته است. علاقه به آموختن در او، نه از سر تنوعطلبی، بلکه برخاسته از نیاز واقعی مسئولیتها و باور به این اصل بوده است که هر مسئولیت تازه، دانشی تازه میطلبد.
این تنوع آگاهانه در رشتهها، از او شخصیتی ساخته است چندوجهی، تحلیلی و راهبردی؛ مدیری که میتواند همزمان ساختار را بفهمد، قانون را بشناسد، زیبایی و تناسب را درک کند و امنیت و آینده را بهصورت کلان تحلیل نماید
فصل هشتم: امروز؛ تداوم یک امانت
او در حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و پژوهشی فعالیت کرده و سابقه حضور در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، وزارت کشور، سازمان بازرسی کل کشور، مرکز استراتژیک نهاد و صندوق کارآفرینی امید را دارد.
ایشان در سال ۱۳۸۷ ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد؛ یک پسر و یک دختر. پسرش محسن نام گرفت؛ با یاد پدربزرگ شهیدش
محسن بلندیان
فرزند
محمدمهدی بلندیان و فرزندان
عسل بلندیان
فرزند
فصل پایانی: امتداد عهد؛ مسئولیت تا افق ظهور
این روایت، داستان یک فرد نیست؛
داستان تداوم یک عهد است؛
عهدی که از پدربزرگها آغاز شد،
در پدر شهید و مادر عالم معنا یافت و امروز در مسیر علم، خدمت و مسئولیت،
تا ظهور مهدی موعود (عج) ــ انشاءالله ــ ادامه دارد.
پس از بالغ بر سه دهه تلاش پیوسته در میدانهای گوناگون علم، مدیریت، پژوهش و نظارت، محمدمهدی بار دیگر به وزارت کشور بازگشت این بار در کسوت قبلی عمویش ( معاون توسعه مدیریت و منابع)؛ بازگشتی که نه از جنس تکرار، بلکه حاصل تجربه، شناخت و بلوغ مسئولانه بود. این بازگشت، امتداد طبیعی راهی بود که از آغاز برای او ترسیم شده بود؛ راهی که خدمت را نه شغل، بلکه تکلیف میدانست.
او فرزند مسیری است که از کار صبورانه پدربزرگ قمی در بازار و فرش آغاز شد؛
از خدمت مسئولانه پدربزرگ قزوینی در مدیریت عمومی گذشت؛
در پدر شهید به اوج ایثار و فداکاری رسید؛
و در مادر فرزانه ، عالم و مدیر، با صبر، دانش و تربیت نسل، استمرار یافت.
در چنین مسیری، مسئولیت هرگز امتیاز نبوده؛ امانت بوده است. امانتی که باید با آگاهی، شجاعت و انصاف ادا شود. سالها آموختن در رشتههای متنوع، حضور در نهادهای کلیدی و مواجهه مستقیم با مسائل واقعی کشور، به او یا داد که اداره جامعه، نیازمند نگاه راهبردی، چندوجهی و اخلاقمحور دارد؛ نگاهی که هم انسان را ببیند، هم ساختار را، هم قانون را و هم آینده را.
بازگشت او به وزارت کشور، بازگشت فردی است که میداند این نهاد، نقطه تلاقی امنیت، مردم، عدالت و مدیریت است؛ جایی که هر تصمیم، مستقیماً بر آرامش، کرامت و اعتماد عمومی اثر میگذارد. از این رو، او توسعه را بدون عدالت، امنیت را بدون اخلاق، و قدرت را بدون پاسخگویی، فاقد معنا میداند.
در این افق فکری، مهدویت صرفاً یک باور اعتقادی یا وعدهای دوردست نیست؛ مهدویت، منطق عمل امروز است. انتظار، به معنای سکون و تعلیق نیست؛ به معنای آمادهسازی جامعه برای عدالت است. جامعهای که در آن، قانون میزان باشد، مسئول پاسخگو باشد و حق مردم مقدم بر هر مصلحتی قرار گیرد.
او عدالت را در شعار جستوجو نمیکند؛ عدالت را در نظم، شفافیت، رعایت حق، مقابله با تبعیض و صیانت از کرامت انسان معنا میکند. همانگونه که مهر، ماه میزان است و تعادل، اساس خلقت. همانگونه که هنر، بیعدالت ناقص است و عدالت، بیزیبایی، ناتمام.
مسیر محمدمهدی، امتداد همین فهم است:
فهمی که از خانواده آغاز شد،
در علم عمق یافت،
در تجربه پخته شد،
و امروز در خدمت عمومی تداوم دارد.
او خود را وارث نامها نمیداند؛
خود را امانتدار یک راه میداند.
راهی که مقصدش عنوان و موقعیت نیست،
بلکه انجام تکلیف، رضایت الهی و آمادگی برای عصر ظهور است.
و این مسیر، تا روزی که زمین از قسط و عدل پر شود،
و انسان به شأن واقعی خویش بازگردد،
و هرچند نام مستعار او در فضای مجازی و عرصه تولید محتوا «معمار عدالت» است، این نام نه یک انتخاب تبلیغاتی، که برآمده از باور درونی اوست؛ باوری که ریشه در سیرهی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام دارد؛ آنجا که عدالت، نه در کلام، که در ساختن، اندازهگذاری و قرار دادن هر چیز در جای خود معنا میشود.
عدالتی که علی(ع) از آن سخن میگفت، معماری چون او میخواست؛ صبر میخواست؛ شجاعت میخواست؛ و تحمل هزینه.
«معمار عدالت» برای او، کسی است که جامعه را با خطکش انصاف میسنجد،
با ترازوی قانون میسازد
و با روح تقوا نگه میدارد.
و هرچند معمار عدالت از سازمان بازرسی کل کشور در این مقطع زمانی عبور کرد و آن فصل از خدمت به پایان رسید، اما عدالت برای او پایانپذیر نیست و محدود به یک نهاد نمیماند. او امروز در وزارت کشور، بهدنبال همان معناست؛
بهدنبال ساختن نظم عادلانه،
تقویت اعتماد عمومی،
استقرار حکمرانی مبتنی بر قانون و آمادهسازی بستر اجتماعی برای جامعهای متوازن، پاسخگو و کرامتمحور.
او باور دارد که عدالت، اگر در ساختار نهادینه نشود، در رفتار هم پایدار نمیماند؛
و وزارت کشور، اگر بر مدار انصاف، شفافیت و مردمباوری حرکت کند، میتواند ستون تعادل جامعه باشد.
اینچنین است که مسیر او، از معماری فضا به معماری ساختار رسید،از تحلیل سیستمها به تحلیل جامعه و از نظارت، به مسئولیت اجرایی.
و این راه، همچنان ادامه دارد؛
در انتظار نه بهمثابه چشمدوختن،
بلکه در ساختن هر روزهی عدالت،
تا آن روز که زمین، به دست صاحب اصلیاش،
از قسط و عدل پر شود.
انشاءالله.

پدرش از خاندان بازاری و مذهبی قم بود، با دستانی که همواره در خدمت تولید و تجارت فرش ابریشم بود؛ در دهه ۵۰، پدر و عمویش، غلامحسین بلندیان، که بعدها به عنوان معاون وزیر کشور در حوزههای نظامی، امنیتی و اداری – مالی شناخته شد، به قصد کسب علم و معرفت به قزوین هجرت کردند.
این هجرت آنان را در مسیر فعالیتهای انقلابی قرار داد و پدرش، محسن، در این راه توسط ساواک دستگیر شد، تجربهای که سرانجام با پیروزی انقلاب به پایان رسید. پدر و عموی او در قزوین پیوند ازدواج بستند و پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، هر دو در جهاد سازندگی قزوین قدم نهادند. مادر او نیز که معلمی دلسوز و اهل علم بود، در همان ایام به خدمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و همراه با همسرش، در تأسیس بهداری سپاه قزوین سهمی بزرگ ایفا کرد.
آنان با شور و اخلاص به خدمت مردم در شهرها و روستاها پرداختند و پدر او در عین حال مسئولیت مدیریت بیمارستانهای شهید رجایی و کوثر قزوین را نیز به عهده گرفت. با آغاز جنگ تحمیلی، پدر و مادر او قدم در مسیر جهاد فی سبیلالله گذاشتند.
پدرش، با تکیه بر توانمندیهای مدیریتیاش و به درخواست دوست شهیدش، مهدی زینالدین، فرمانده لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب قم، پس از شهادت شهید علوی به فرماندهی بهداری لشکر منصوب شد.
او در عملیات والفجر ۹ به آرزوی دیرینه خود رسید و به مقام والای شهادت نائل آمد. امروز، نام او، شهید محسن بلندیان، همچون خورشیدی تابان، در مراکز بهداشت استان قزوین میدرخشد و یادآور حماسههای آن روزهای پرشور است.
مادرش با فقدان همسری که همواره همچون کوهی استوار در کنار او بود، مسیر صبر و استقامت را برگزید. او با مهاجرت به تهران، ضمن ایفای نقش مادرانه در تربیت فرزندان، به عنوان یکی از مدیران دانشگاه بقیةالله سالها خدمت کرد و در سال ۸۰ ، با درجهی ۱۷ (سرتیپ دوم )و مدرک کارشناسی ارشد پرستاری (مدیریت دانشکده پرستاری)به افتخار بازنشستگی نائل آمد. عشق به علم و معرفت اما او را از تلاش بازنداشت و در رشتهی فقه و حقوق اسلامی ادامهی تحصیل داد و پژوهش و مطالعه در این حوزه را تا واپسین سالهای عمر خویش ادامه داد.
در تاریخ ۲۸ مردادماه ۱۴۰۲، پس از سالها درگیری با بیماری آرتریت روماتوئید و سپس ابتلا به سرطان، دعوت حق را لبیک گفت و به آرزوی دیرینهی خود، یعنی پیوستن به همسر شهیدش رسید. پیکر پاک ایشان در جوار بارگاه ملکوتی امامزاده حسین (ع) در قزوین به خاک سپرده شد.
فرزند این خانوادهی فرهیخته، محمدمهدی بلندیان، تحصیلات خود را از دبستان تا دبیرستان در قزوین و تهران گذراند و سپس در مراکز معتبر علمی کشور ادامه داد. تحصیلات تکمیلی و مطالعات وی در رشتههای مهندسی صنایع، کارشناسی ارشد پیوسته و دکتری معماری، کارشناسی حقوق و دکتری مدیریت راهبردی با گرایش امنیت است.
او از دوران کودکی با روحیهای سرشار از عشق به دانش، ایمان و مسئولیت اجتماعی بالید و با علاقهمندی و پشتکار در حوزههای گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، پژوهشی و مذهبی به فعالیت پرداخت. حضور مؤثرش در وزارت کشور، سازمان بازرسی کل کشور، ، مرکز استراتژیک ،صندوق کارآفرینی امید، و همکاری با مراکز علمی و پژوهشی معتبر، بیانگر پیوند عمیق او با رسالتهای علمی، اجتماعی و دینی می باشد.
در سال ۱۳۸۷، محمدمهدی در سیسالگی، با برکت ازدواج وارد زندگی مشترک شد و حاصل این ازدواج دو فرزند نورانی است؛ یک پسر و یک دختر. پسرش محسن، به یاد پدربزرگ شهیدش، این نام آسمانی را به خود گرفته است و یاد و نام او را در دلها زنده نگه میدارد.
اهم سوابق کاری و فعالیتها:
معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت کشور
جانشین وزیر در شورای راهبری برنامه هفتم پیشرفت
جانشین وزیر در کمیته تبصره ۲ ماده ۲ قانون شفافیت
نائب رئیس شورای راهبری تحول اداری وزارت کشور
رئیس کمیته بهرهوری وزارت کشور
جانشین رئیس کارگروه ارتقا سلامت نظام اداری وزارت کشور
نماینده وزارت کشور در کمیسیون مدیریت و سرمایه انسانی دفتر هیئت دولت
عضو ستاد انتخابات کشور و رئیس کمیته مالی و پشتیبانی
معاون نظارت و بازرسی امور سیاسی و قضایی
(همتراز با مقامات بند “د” ماده ۷۱ قانون مدیریت خدمات کشوری استانداران و سفراء)
جانشین رییس و دبیر قرارگاه مبارزه با قاچاق سوخت سازمان بازرسی کل کشور
بازرس کل امور خارجه مجلس ریاست جمهوری و واحدهای تابعه
(همتراز با مقامات بند “ه” ماده ۷۱ قانون مدیریت خدمات کشوری معاونین وزرا)
نماینده معاون اول قوه در گارگروه ملی نظارت بر واحدهای شبه قضایی
رئیس کارگروه ملی حمایت از شرکتهای دانش بنیان و نخبگان کشور
نماینده تام الاختیار سازمان بازرسی کل کشور در ستاد کل نیروهای مسلح ، وزارت دفاع، فراجا سپاه و ارتش
عضو اصلی شورای پژوهشی سازمان بازرسی کل کشور
عضو اصلی شورای راهبری توسعه مدیریت سازمان بازرسی کل کشور
عضو اصلی قرارگاه نظارتی اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت
عضو اصلی کارگروه مشترک اجرای سند تحول و تعالی قوه قضاییه
عضو اصلی قرارگاه نظارتی اجرای مصوبات عفاف و حجاب
مشاور عالی معاونت راهبردی و مدیریت منابع سازمان بازرسی کل کشور
مشاور عالی معاونت تولیدی سازمان بازرسی کل کشور
معاون بازرسی ،حقوقی و امور استانها و شعب صندوق کارآفرینی امید ریاست جمهوری دولت یازدهم
بازرس کل امور وزارت کشور شهرداری سازمان بازرسی کل کشور
همتراز با مقامات بند “ه” ماده ۷۱ قانون مدیریت خدمات کشوری معاونین وزرا)
معاون بازرس کل امور خارجه مجلس ریاست جمهوری و واحدهای تابعه
سربازرس گروه بازرسی نهاد ریاست جمهوری مجلس و واحدهای تابعه رییس گروه خارجه و بین الملل سازمان بازرسی کل کشور
بازرس ویژه گروه سیاسی و قضایی استان تهران سازمان بازرسی کل کشور
رئیس هیات مدیره تعاونیهای مصرف و مسکن سازمان بازرسی کل کشور
کارشناس مسئول دفتر مهندسی گروه تخصصی قرب کربلاء قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سایر بخشها: حوزههای نظارتی ، حراستی ، طراحی و اجرای بالغ بر ۵۰ پروژه ساختمانی
مدیریت آموزشی – پژوهشی و تدریس
کتاب های تالیفی:
۱- کیفیت زندگی و فضا های شهری
۲- ازسیاست تا معماری در عرصه های عمومی شهری
مقالات علمی – پژوهشی منتشر شده :
۱- بازخوانی مفاهیم نمادین عرفان اسلامی در متون روایی و بازتاب آن در کالبد استخوانبندی فضای مکانی شهر
۲- بازبینی مدیریت راهبردی برنامه های بهسازی و نوسازی بافت های شهری و ارائه مدل برتر در فرآیندهای مداخلاتی
۳- تبین گفتمان مدنی در عرصه های عمومی شهری با رویکرد اکتشافی از حمام ها تا تالار های شهری
۴- گفتمان تحلیلی در ارزیابی رویکردها و رویه های معماری زمینه گرایی شهری در عصر جهانی شدن
۵- گفتمان آینده پژوهی آرمان شهری در ایران در بستر دکترین مهدویت
٦-رهيافتي بر شناسايي بايسته هاي سياستهاي اقتصاد مقاومتي بر سياستهاي شهرسازي و صنعت ساختمان
زاده ۴ مهر١٣۵٧ قزوين ايران
آغاز به کار: ۳۱ شهریورماه ۱۳۷۶
پیشه: مدیرعالی توسعه مدیریت و منابع- نظارتی؛ راهبردی، سیاستمدار، حقوقدان، معمار و کارآفرین
آخرین سمت: معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت کشور
گمارنده: اسکندر مؤمنی
ملیت: ایران




